خبرنگار و گزارشگر اجتماعی

یادداشت ها ،گزارش ها ،عکس ها و مقالات درج شده در نشریات و خبرگزاری ها

سیگار و آدامس در کنار لگاریتم و جبر و احتمالات
نویسنده : علی البرزی - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ امرداد ۱۳۸۸
 

این گزارش را در مورد دستفروشی دختران دانشجو نوشتم :

گزارش :علی البرزی

شب هنگام در شلوغی خیابان 15 خرداد به دنبال راه فراری برای رهایی از ترافیک سرسام آور تهران می‌گردم که ناگهان دختر جوانی با ضربات ممتد خود به شیشه ماشین نظر من را به سمت خود جلب می‌کند.

قبل از هر اقدامی با خود فکر می‌کنم که آدرس مکانی را می‌خواهد یا در این شهر هزار و یک رنگ به دنبال شخص خاصی می‌گردد؛ لحظه ای بعد با بسته آدامس مواجه می‌شوم که جلوی چشمانم به امید رسیدن دستان من به آنها بالا و پایین می‌رود.

دستفروش

کنجکاو می‌شوم که از او در مورد این کارش سئوال کنم؛ در ابتدا از جواب دادن امتناع می‌کند، اما با اصرار من سرانجام خود را مریم 23 ساله و دانشجو رشته معماری معرفی می‌کند.

وی می‌گوید: برای خرج تحصیلش این کار را می‌کند و هیچ علاقه ای به انجام این کار ندارد.

در حین صحبت کردن صورتش پر از اشک می‌شود و می‌گوید که مثل همه همسن و سال‌هایش دوست دارد بدون دغدغه بر سر کلاس درس حاضر شود، اما چه کند که بدون کار کردن نمی‌تواند خرج دانشگاه آزاد را دربیاورد؟!

سیگار و آدامس؟!

از او در مورد اجناسی که می‌فروشد سوال می‌کنم، می‌گوید: بیشتر اوقات سیگار و آدامس می‌فروشد؛ چرا که این دو جنس در بین مردم بیشتر فروش می‌رود؛ سیگار را مردان و آدامس را کودکان و زنان می‌خرند.

وقتی از وی در مورد درآمد روزانه اش سوال می‌کنم خیلی صادقانه از درآمدش صحبت می‌کند؛ به گفته او درآمد روزانه اش بین 5 تا 10 هزار تومان است که این درآمد در روزهای تعطیل و غیرتعطیل فرق دارد.

من خیابانی نیستم!

با خود فکر می‌کنم که این اقدام یک دختر جوان آن هم در شهری مانند تهران چه بازتاب‌هایی را در بین مردم می‌تواند داشته باشد.

دختر

این دختر دانشجو در مورد سختی‌های کارش می‌گوید؛ تا کنون چند بار گشت‌های ارشاد نیروی انتظامی به جای دختران خیابانی از او تعهد گرفته اند.

وی در ادامه با اشاره به اینکه نحوه برخورد تحقیر آمیز ماموران نیروی انتظامی موجب دلسری از کار می‌شود، می افزاید: زمانی که برای اولین بار توسط این ماموران بازداشت شدم تمام مسیر را تا خانه با چشمانی گریان دویدم، اما تنها انگیزه‌هایی که باعث شد فردا دوباره به دستفروشی روی آورم ادامه تحصیل و درآوردن خرج دانشگاه بود.

بر اساس قانون، دستفروشی و اشتغال‌های کاذب در اماکن عمومی و خیابان‌ها جرم است و به طور حتم این افراد هم این نکته را به خوبی می‌دانند، اما بر اساس نیاز به این کار مشغولند.

فاجعه در راه است!

دکتر غلامرضا توسلی، روانشناس و استاد دانشگاه در مورد اشتغال‌های کاذب در بین دانشجویان می‌گوید: روی آوردن دانشجویان به این نوع اشتغال‌ها می‌تواند زنگ خطر جدی برای مسئولان باشد؛ چرا که زمانی که شغل مناسب برای یک شخص وجود نداشته باشد افراد از این طریق احتیاجات خود را رفع می‌کنند.

وی با اشاره به اینکه این نوع اشتغال های کاذب نوعی فرار از زندگی است، می افزاید: در جامعه ای که بیش از 70 میلیون جمعیت وجود دارد لزوم توجه ویژه به اشتغال باید سرلوحه کاری مسئولان باشد و استفاده و بهره برداری صحیح از نیروی کار می‌تواند نقش بسزایی در کاهش این نوع فعالیت ها داشته باشد.

این استاد دانشگاه در مورد نقش کارآفرینی در اشتغال می‌گوید: برنامه ریزی صحیح برای سرمایه گذاری در بحث کارآفرینی می‌تواند زمینه ساز به وجود آمدن اشتغال‌های جدید و جذب علاقه مندان، بویژه دانشجویان شود.

توسلی در ادامه گفت: ارائه تسهیلات لازم به دانشجویان برای روی آوردن آنها به کارآفرینی و خوداشتغالی می‌تواند نقش مهمی در کاهش آسیب‌های اجتماعی داشته باشد و وزارت کار به عنوان اولین مرجع کار و اشتغال در کشور باید تسهیلات لازم برای اشتغالزایی دانشجویان را در اختیار افراد متقاضی قرار دهد.

سیستم‌های اشتغالزایی دانشجویی تشکیل شود

شاید بتوان گفت که یکی از راه‌های قدیمی اشتغالزایی در بین دانشجویان، تشکیل گروه‌های چند نفره برای همکاری و همفکری در زمینه اشتغال بوده که متاسفانه چند وقتی است به فراموشی سپرده شده است.

به عقیده بسیاری از کارآفرینان موفق، طرح‌‌های اولیه برای اشتغال همواره در زمان دانشجویی و در بین دوستان اتفاق می‌افتد و این لزوم توجه به همفکری و تشکیل گروه‌های کارآفرین در انشگاه‌ها را می‌طلبد./انتهای پیام/