خبرنگار و گزارشگر اجتماعی

یادداشت ها ،گزارش ها ،عکس ها و مقالات درج شده در نشریات و خبرگزاری ها

 
نویسنده : علی البرزی - ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۸
 

من، پدر بزرگ و جمشید جم
"علی البرزی"
هر وقت که سرود یار دبستانی من از رادیو پخش می شود پدر بزرگ اشک در چشمانش حلقه می بنده و خاطرات روزهای مبارزه برایش تازه می شه و به قول خودمون با این ترانه یه جورایی حال می کنه، تا چندین سال پیش حتی این ترانه را به صورت مداوم با خود زمزمه میکرد اما در چند وقت اخیر پدر بزرگ نگرانه، نگران از به بازی گرفتن این ترانه ، نگران ازبه سخره گرفتن یار دبستانی توسط تعدادی شکم سیران به بهانه آزادی و نگران ازعدم آشنایی جوانان با اهداف والای این ترانه .

پدر بزرگ از خاطرات خود به همراه یاران دبستانیش برایم تعریف می کند و ازآن پیرزنی که با وجود سن زیاد به جمع یاران دبستانی پیوسته و آن جوانی که با وجود بیماری ومادری که با بچه شیر خواره اش در راهپیمای شرکت می کرده خاطرات فراون می گوید و اینها را تنها بخش کوچکی از پیوند یاران دبستانی برای رسیدن به اهداف والایی چون انقلاب اسلامی می داند .

جمشید جم

جمشید جم

پدر بزرگ یادی هم از 8 سال دفاع و یاران دبستانی در پشت خاکریز ها می کند و آن ترانه معروف یاور تخریب چی من را زمزمه می کند و می گوید که  یاور تخریب چی من ملودی بود که در زمان جنگ در سال 67 ‏برای اولین بار در جبهه‌ها خوانده شد که بر اساس ملودی «یار دبستانی من»، اما با شعری ‏متفاوت سروده شده بود .

زمانی که با جمشید جم همکلام می شوم نا خود آگاه به یاد پدر بزرگ و خاطراتش و اینکه چقدر شباهت بین صحبت های جمشید جم با پدر بزگ است می افتم .

جمشید جم  خواننده ترانه یار دبستانی من متولد تهران است، اما  هر وقت که صحبت از محل تولد و زادگاهش می شود ،خود را به نوعی بزرگ شده ورامین می‌داند؛ از بهمن 57 ‏وارد ساختمان قدیمی رادیو واقع در میدان 15 خرداد می‌شود و از آن روز تا به حال ‏به عنوان تهیه کننده، سردبیر و کارشناس موسیقی در برنامه‌های فرهنگی، ادبی و ‏هنر فعالیت داشته است.‏

جمشید جم به عنوان شخصی که 29 سال است با نسل جوان کشور - از رادیو تا دانشگاه - سر و کار ‏داشته، تغییر اندیشه جوان‌های امروزی را بزرگترین نگرانی ‏خود می‌داند.‏
این ترانه را دوست عزیزم ‏منصور تهرانی ساخته و برای اولین بار این ترانه با صدای من پخش شد، اما بعدها ‏بسیاری از افراد، همین کار را کپی کرده و اجراهای متفاوتی داشتند؛ این ترانه ‏متعلق به همه یاران دبستانی - از دبستان تا دانشگاه - است و من این ترانه را به همه دانشجویان این مرز و بوم تقدیم ‏می‌کنم. ‏
وی دانشگاهیان را نسل سوم و دبستانی‌ها را نسل چهارم این انقلاب عنوان می‌کند و ‏تغییر اندیشه آنها را مهمترین دغدغه امروزی خود می‌داند و خود را دوست و یاور همه ‏جوان‌های امروزی معرفی می‌کند.‏
جم مبدا «یار دبستانی من» را سال 32 عنوان می‌کند و می‌گوید: وقتی برای اولین بار از ‏دکتر شریعتی از سه دانشجوی شهید سوال کردم، وی گفت که این سه نفر ‏دانشجویان مسلمانی بودند که با شهامت شهید شدند و از همان جا بود که یاران ‏دبستانی در ذهن من شکل گرفت و آبان 57 این ترانه ساخته و پخش شد و همیشه ‏گفته ام که مبدا یار دبستانی من همان سال 32 است و امروزه هم هر دانشگاه که ‏می‌روم دو اصل برایم مهم است؛ یکی دعوت بسیج دانشجویی و دیگری وجود شهدای ‏گمنام در آن دانشگاه است.‏

جمشید جم پیام اصلی این آهنگ را ظلم ستیزی، استکبار و استثمار ستیزی و مبارزه با ‏دیکتاتورهای بزرگ جهان می‌داند و می‌گوید: «یار دبستانی من» متعلق به هیچ گروه و ‏دسته و یا حزبی نیست، آغاز این کار از سال 57 بود و امیدوارم تا 150 سال دیگر با ‏مردم و خاطرات انقلاب آنها همراه باشد.‏

آشتی جوانان، بویژه دانشجویان با معنویت و خدای یگانه آرزوی امروزی جمشید جم ‏است، وی از جوان‌ها می‌خواهد که همواره سعی در انس بیشتر با خدای خود داشته باشند.‏

جم، معنویت با خدای خود را از دوران نوجوانی می‌داند و می‌گوید: از نوجوانی به طور مکرر ‏مسجد بودم و عشقم این بود که صبح زود به مسجد بروم و اذان بگویم.‏
جم در مورد موسیقی این روزها در کشور معتقد است: موسیقی ما خیلی بزرگ است، ‏اما باید مدون شود، ما هفت دستگاه موسیقی، پنج مقام آوازی داریم؛ این در حالی است که موسیقی غرب ‏در مقابل ما خیلی ضعیف است؛ آنان دو مقام دارند و دستگاه‌های موسیقی ‏ما نسبت به آنها بیشتر است، بنابراین همه ما باید در حفظ و نگهداری آن چیزی که امروزه از موسیقی سنتی باقی مانده و سینه به ‏سینه منتقل شده، کوشش کنیم.

این گوینده باسابقه رادیو با اشاره به این مطلب که بسیاری از کشورهای جهان، ‏به خصوص عرب‌ها موسیقی خود را از ما گرفته اند، می‌افزاید: عرب‌ها، بویژه عرب‌های ‏حاشیه خلیج فارس 90 درصد موسیقی خود را مدیون ایرانی‌ها هستند.‏
جمشید جم روزنامه جوان را به امید دیدارهای آینده ترک می کنیم و در آخر جمله را ‏با تاکید مجدد عنوان می‌کند:‏ ‏"یار دبستانی  من همواره در راه امام و شهدا است "
یار دبستانی من             *       با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما         *     بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو     *       روتن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم        *     مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما          *   هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب بد اگه بد   *        مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این       *      پرده‌ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو      *       درد ما رو چاره کنه؟
خواننده اصلی این ترانه: استاد جمشید جم؛ بازخوانی این ترانه: فریدون فروغی؛ سال ساخت: بهمن 1357/انتهای پیام


 
 
نگاهی به اولین نشست طراحی بازی های ایرانی :
نویسنده : علی البرزی - ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۸
 

                           هر ایرانی یک بازی رایانه ای

علی البرزی / ماهنامه شاهد جوان

سال ها پیش زمانی که با هزاران شور و شوق دوران کودکی ساعت ها پای دستگاه آتاری و میکرو کامپیوترهای وارداتی می نشستم هیچ فکرش را هم نمی کردم که روزی نه تنها تکنولوژی ساخت بازی های رایانه ای با کیفیت بلکه شیوه آموزش آن هم در دست جوانان ایرانی باشد .

در پنجمین روز از جشنواره ملی رسانه های دیجیتالی که در مصلی تهران در حال برگزاری است در یک نشستی شرکت کردم که به واقع معنی ما می توانیم برایم اثبات شد .مشاهده تدریس پیشرفته ترین تکنولوژی ساخت بازی های رایانه ای توسط جوانان ایرانی رگ غیرت و مردانگی را در جانم تازه می کند .

در حاشیه سومین جشنواره رسانه های دیجیتالی نشستی تحت عنوان آشنایی با مراحل ساخت یک بازی رایانه ای برگزار شد که در این نشست تعدادی از جوانان سازنده بازی های رایانه ای به تدریس مراحل مختلف این حرفه به جوانان علاقه مند پرداختند .
نکته قابل توجه در این نشست تدریس مراحل ساخت بر روی یک بازی ایرانی ساخته شده و استقبال کم نظیر جوانان از این برنامه بود
در ابتدای این برنامه  حسین حسینیان طراح مدل های بازی های رایانه ای با اشاره به این مطلب که مراحل تولید یک بازی رایانه ای نیازمند مطالعات دقیق است می گوید : کشیدن یک طرح اولیه اولین قدم در ساخت یک بازی رایانه ای است .

بازی رایانه ای


 
 
من و نظرات ارزشمند دوستان
نویسنده : علی البرزی - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آذر ۱۳۸۸
 

چند روز پیش گزارشی از من در روزنامه همشهری چاپ شد که همزمان هم برروی سایت تابناک هم قرار گرفت .

نظراتی که تعدای از دوستان در مورداین گزارش در تابناک گذاشته اند برای من از جهات مختلفی قابل توجه بود، تعدادی از این نظر ها را در این قسمت قرار می دهم ، از همه دوستان به خاطر نظرات ارزشمندشان ممنون .( متن کامل گزارش را در ادامه مطلب بخوانید )

نظرات بینندگان:
خوب یک عکس هم می گذاشتید تا ما هم از دیدن این همه تلاش و حساسیت لذت ببریم
هیجان آفرینی کاذب درجه سه توسط خبرنگار ندید - بدید وکم تجربه درجه چهار.
تاسف بار وخجالت آور است.
وای وای وای....!!!
مردم دیدن چقدر شکایت میکنید میگین مترو درست کار نمیکنه؟؟!!!
نگاه چقدر زحمت میکشن 15 تا مانیتور رو تحت کنترل دارن!! دیگه باید چه کار کنن که نمیکنن؟؟!!!
نکنه انتظار دارین مترو تهران هم مثل مترو مسکو یا لندن یا نیویورک باشه!!!
چقدر شما زیاده خواهینا!!
همینقدر که اجازه دارین نظر بدین و نظرتون پاک میشه از سرتونم زیاده!!
بازم طبق معمول منعکس نمیکنید اما...
ضمن تشکر از این عزیزان....مترو 24 ساعته نیستااااا !!! که آخر گزارش میگید به صورت 24 ساعته...
همش مچ نگیرید خوب نیست
از شما بعیده .سوژه به این خوبی و اینقدر تنظیم بد.این گزارش رو خوندنی تر هم می شد نوشت
قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری - خسته نباشید به مدیریت و کارکنان پر تلاش متروی تهران
همه مسئولین و طراحان و راهبران و کارکنان مترو تهران خسته نباشند و درود بر همگی آنها واقعا که خدمتی بزرگ به شهر تهران می کنند من همیشه می گویم با این وضع ترافیک حالا اگر این جمعیت مترو هم در بالا در خیابانها سرازیر بودند چه میشد؟
خدا قوت عزیزان

خدا قوت
مطلبی خیلی جالب است برای اطلاع رسانی از زحمات کارکنان خدمت رسا هر جا که هستند لطفا از بقیه مراکز خدماتی هم اطلاع رسانی کنید متشکرم
جدا خسته نباشند ، مترو یکی از معدود خدمات دولتی هستش که نسبتا به استاندارهای رایج خدمات رسانی در ایران سطح مناسبی داره.

افتضاحه ، همچنین قضیه رو بزرگ میکنید که انگار مترو لندن در 100 سال پیش و یا مترو نیویورک در 80 سال پیش است . بابا امروز در سال 2009 و قرن 21 کامپیوتر آمده که همه چیز رو کنترل میکنه، حداقل حرفه ای تر یاد بگیرید که یک کاه رو چه جوری کوه کنید.
به این گزارشگر محترم تابناک عجب قدم شوری داشته ها!!!
نویسنده این متن کیه؟؟!!! چه آدم ساده ایه! فکر میکنه برای چه کسایی این خبر رو مینویسه؟!!! احتمالا با پارتی یا آشنایی خبر نگار شده!!! اصلا کارش حرفه ای نیست.
با عکس همراه بود بهتر بود.
گزارش بسیار خوبی یود. تشکر از شما و تمامی دست اندر کاران متروی عزیز (تریپ صالح علا)

 گزارش خبرنگار همشهری از مرکز فرمان مترو در اعماق زمین :

اینجا قلب تپنده مترو است

گزارش : علی البرزی
وای خدای من اینجا چه خبر است؟ اینجا کجاست! صدای زنگ تلفن‌ها و صدای زنگ هشدار بی‌سیم‌ها باعث می‌شود که با خودم فکر کنم که به یک برج مراقبت فرودگاه وارد شده‌ام. حس کنجکاویم لبریز می‌شود و قدم‌هایم را به سمت منبع صداها تندتر بر‌می‌دارم. ناگهان با یک سالن بسیار عظیم و دایره‌ای شکل مواجه می‌شوم‌ که شباهت زیادی به مراکز رادار و هدایت پرواز فرودگاه‌ها دارد.


 
 
گزارش جوان از عدم توجه برخی سازمان ها به کارت منزلت سالمندان :
نویسنده : علی البرزی - ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ آذر ۱۳۸۸
 

{این مکان کارتی نیست ، شرمنده ایم ؟!}

 

گزارش :علی البرزی

 

اشاره :
پیرزن خسته از خرید روزانه درایستگاه انتظاررسیدن اتوبوسی برای رسیدن به مقصد را می کشد ،بعد از مدتی اتوبوسی در جلوی پای مسافران می ایستد ، پیرزن با هزاران شور وشوق از رسیدن اتوبوس برای سوارشدن به سمتش می رود، اما با نشان دادن کارت منزلت خود ،ناگهان با این جمله مواجه می شود: این اتوبوس کارتی نیست ؟!
این جمله همانند پتکی  خستگی 70 سال زندگی را برایش به ارمغان می آورد وساعت ها در ایستگاه به امید رسیدن اتوبوس بعدی می نشیند .

 

 کارت منزلت

نمی دونم روزانه چند نفر از اتوبوسهای شرکت واحد با نشان دادن کارت منزلت به صورت رایگان استفاده می کنند اما هر چند نفر هم که باشند فکر نکنم رقم آن اینقدر باشد که برای انجامش این گونه متنی را در اتوبوس نصب کنیم کلا مگر حرمت این مو سفیدهای جامعه ما ارزشش به این 100 تومن ها است ؟ چرا همه چیز جامعه ما بر معیار پول است و این گونه با بزرکان رفتار می کنیم ؟ واقعا برای خودم و جامعه ام که در آن تمام معیارهای مادیات است متاسفم و راستی از اینکه کیفیت عکس خوب نیست عذر می خواهم چرا که عکسی که یواشکی و از زیر کاپشن با تمام دقت نظر راننده محترم که چه می کنم گرفته شود بهتر از این نمی شود .

 

 

*٢هزار سالمند اسیر برنامه ریزی اشتباه مسئولین :

 

کارت منزلت برای اولین بار در سال 83 و در قالب طرح جامع گنجینه ها از طرف فرهنگسرای سالمند و برای احیای بحث احترام به سالمندان در جامعه در اختیار افراد بالای 65 سال قرار گرفت ودر حال حاضر بیش از 2 هزار سالمند بالای 65 سال در کشور داری این کارت هستند.


 


 
 
گفت گو با محسن هاشمی مدیر عامل شرکت مترو تهران :
نویسنده : علی البرزی - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۸
 

هزینه 10 میلیون تومانی برای حرکت هر قطار 

همشهری /علی البرزی

صحبت از مترو و مسائل پیرامون آن در این روزها ‌نقل محافل و رسانه‌های مختلف است. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
افزایش تأخیرات و عدم‌توقف قطار‌ها در بعضی از ساعات از جمله موضوعاتی است که در چندماه اخیر سوژه خبرنگاران رسانه‌های گروهی برای تهیه گزارش و مصاحبه با مسئولان مترو بوده است، ‌‌‌‌‌‌
برای پیگیری مسائل  مربوط به متروی تهران و مشکلات کنونی آن گفت‌وگویی با مهندس محسن هاشمی در دفتر کارش انجام داده‌ایم.

* موضوع برداشت از حساب ذخیره ارزی برای ادامه فعالیت مترو بارها  مطرح شده  است. ارزیابی شما از اجرایی شدن این طرح و آینده متروی تهران چیست؟
ابعاد مختلف این موضوع بسیار گسترده و برای تعداد زیادی از مردم ناشناخته است و این عدم‌شناخت در مقاطعی باعث شده که افرادی فکر کنند مترو زیاده‌خواهی می‌کند و به‌صورت یکدفعه این طرح مطرح شده است.

متروی تهران در سال‌های گذشته بیشتر از طریق وام بانکی و فاینانس‌‌های بین‌المللی ساخته‌شده و توسعه‌یافته که علت اصلی این موضوع هم به برنامه‌ریزان و سیاست‌های گذشته برمی‌گردد، چرا که چندین سال پیش و قبل از افتتاح مترو افرادی راه‌آهن شهری را برای شهر تهران ضروری نمی‌دانستند و گسترش مترو را علت افزایش مهاجرت به تهران تلقی می‌کردند. به همین علت و عدم‌قبول این موضوع از طرف برخی نمایندگان و افراد سیاسی در آن زمان باعث شد که مترو بسیاری از نیاز‌های مالی خود را از طریق وام‌های بانکی تأمین کند. و در نتیجه احداث خطوط مترو در قالب قرار داد مشارکتی با بانک‌های تجارت، ملت، سپه و ملی آغاز شد.

* منابع مالی مورد نیاز برای تهیه تجهیزات مورد نیاز چگونه در آن زمان تأمین شده است؟
در آن زمان به‌علت تأمین تجهیزات از خارج از کشور و مشکلات منابع مالی با شرکت‌های خارجی برای گرفتن فاینانس‌‌های بین‌المللی رایزنی شد که نتیجه این رایزنی‌ها تأمین منابع مالی طی سال‌‌های 75 تا 83 در دولت‌های آقایان هاشمی و خاتمی (در مجموع به ارزش یک میلیارد و 610 میلیون دلار از طریق فایناس‌های بین‌المللی) بود.با شروع فعالیت مجدد شرکت راه آهن شهری تهران و حومه در سال 1366 اجرای برنامه اول شامل احداث خطوط درون شهری شمالی- جنوبی و شرقی- غربی و همچنین مسیر برون شهری تهران- گلشهر جمعا به طول 90 کیلومتر مسیر و 52 ایستگاه با حمایت سیستم بانکی تا سال 1386 در تمامی مسیر‌ها به همراه 50 ایستگاه به بهره‌برداری رسید.

برای احداث تونل‌ها از سال66 تا 78، 188 میلیارد تومان از طریق وام بانکی و بقیه منابع از طریق دولت و شهرداری تأمین شده است و در حال حاضر هم از سال 1375 سالی 10کیلومتر احداث شده است که در 12 سال گذشته 60 ایستگاه به بهره‌برداری رسیده و 2 میلیارد سفر هم انجام شده است. با گذشت زمان و استقبال مردم، مسئولان و نمایندگان به این نتیجه رسیدند که تهران به مترو برای حل مشکل ترافیک نیاز اساسی دارد. حتی موضوع راه‌اندازی مترو به بقیه کلانشهر‌ها هم کشیده و این نیاز اساسی در بین همه آحاد جامعه احساس شد.

محسن هاشمی


 
 
کسب رتبه :
نویسنده : علی البرزی - ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۸
 

تقدیر از خبرنگاران برتر حوزه کتاب در جشنواره رسانه‌ای سوره مهر

جشن کتاب انتشارات سوره مهر عصر امروز (اول آذر 88) در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار و در شاخه‌های مختلف نخستین جشنواره رسانه‌ای کتاب این ناشر، از نسترن پورصالحی، خبرنگار گروه دفاع مقدس ایبنا، تقدیر ویژه به عمل آمد و 4 عنوان از مطالب نشریه "کتاب هفته" نیز رتبه‌های دوم و سوم را کسب کردند.

علی البرزی+تقدیر

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هیات داوران نخستین جشنواره رسانه‌ای کتاب سوره مهر متشکل از؛ علی اکبر قاضی زاده، مرتضی سرهنگی و هادی قبادی در شش شاخه؛ مصاحبه، خبر، گزارش، یادداشت، معرفی و نقد کتاب برگزیدگان خود را معرفی کردند.

این هیات پس از بررسی خبرهای ارسال شده و راه یافته به مرحله نهایی داوری، با اظهار تاسف از نبودن نمونه‌های مطلوب خبر، رونویسی رسانه‌ها از یکدیگر و عادت به حاضر نبودن در عرصه رویداد را از مهم‌ترین آسیب‌های خبرهای ارسال شده دانستند. هیات داوران در شاخه خبر هیچ اثری را حائز رتبه ندانستند و در این بخش به پاس قدردانی از تلاش بی‌وقفه در انتشار اخبار کتاب انتشارات سوره مهر، از نسترن پورصالحی، خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) تقدیر ویژه به عمل آمد.

در شاخه یادداشت، یادداشت‌های "درسی که دا به ناشران آموخت" از آرش شفاهی در روزنامه جام جم، "اتفاقی که افتاد، اتفاقی که باید بیفتد" از علی نوآبادی و "حرف‌هایی که باید گفته شود" نوشته علی البرزی در نشریه کتاب هفته، به ترتیب رتبه‌های اول تا سوم کسب کردند.

در شاخه معرفی کتاب، هیات داوران با یادآوری این که معرفی کتاب هیچ‌گاه به عمق نمی‌رود و تنها به معرفی کتاب می‌پردازد نه تحلیل و تفسیر آن، معرفی کتاب‌های "باغ‌های معلق انگور" با عنوان "دنیاهای شاعر" از علی مودب در روزنامه همشهری، "من در شلمچه بودم" با عنوان "یک جنایت واقعی" در نشریه کتاب هفته و "بادهای برفی" با عنوان "خاطرات سیاه" در نشریه کتاب هفته را به ترتیب حائز رتبه‌های  اول تا سوم، معرفی کردند.