خبرنگار و گزارشگر اجتماعی

یادداشت ها ،گزارش ها ،عکس ها و مقالات درج شده در نشریات و خبرگزاری ها

گپ و گفت و گوی خودمانی با رزمی کار با سابقه بسیج:
نویسنده : علی البرزی - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۸
 

کیوکوشین در کنار چفیه و دعای کمیل

 علی البرزی/جوان
اشاره :
باشگاهی درانتهای یکی از کوچه های بن بست خیابان جمهوری جنب مسجد قدیمی هدایت قرار گرفته است،شکل و نمای قدیمی ساختمان خبر از قدمت این باشگاه می دهد وموتورسیکلت ها و خودروهای پارک شده در این کوچه و خیابان جمهوری نشاندهده جمعیت زیاد داخل این باشگاه  است .
وارد باشگاه می شوم ،بعداز گذشتن از دالانی قدیمی که با عکس های امام و شهداجلوه خاصی پیدا کرده به سالن اصلی باشگاه می رسم
.

صدا های عجیبی می آید صداهایی که برخلاف صداها ی معمولی یک باشگاه رزمی است ،"یک دو سه یا حسین ،یک دو سه یا علی یک دو سه یا مهدی " فریادهای یا حسین و یا علی و زمزمه دعای کمیل آن هم در یک باشگاه رزمی در کنار عکس شهدا تمامی تصوراتم را در رابطه با این باشگاه و افراد ورزشکارش بر هم می زند.
گوشه ای از سالن تعدادی از جوانان مشغول ورزش و گرم کردن خود هستند و در گوشه ای دیگرزمزمه دعای کمیل جسم وروحم را نوازش می دهد .
درحال تماشای نمایش رزمی ورزشکاران هستم که ندای یا علی پیرمردی با موهای جو گندمی و محاسن سفید نظر من را به سمت خود جلب می کند.

حاج احمد علماییبا شمشیری در دست و سربند سبز یا حسینی که بر پیشانی دارد به سمتم می آید،با جسته ای قوی هیکل و به قول خودمون با تریپی ورزشکاری ، دستانش را به سمتم درازمی کند، به نشانه احترام به او سلام می کنم به گرمی دستانم را می فشارد دستانم کمی دردمی گیرد می خواهم سخنی بگویم ،اما به خودم یاد آوری می کنم که در مقابل رزمی کار با سابقه بسیج ایستاده ای ،حاج احمد علمایی از بسیجیان قدیمی مسجد هدایت ومربی با سابقه کمیته رزمی حزب الله است.

*زاده سراوان ،بزرگ شده تهران
حاج احمد علمایی در سال 1323 در روستای هریس از توابع شهرستان سراب به دنیا آمده اما بیشتر عمر خود را در تهران سپری کرده است ،به قول خودش 65 ساله است اما دربیان سنش 18 سال عنوان می کند چرا که اعتقاد دارد سن و سال نمی تواند مانع رشد انسان شودو باید روح و جان انسان جوان ،پویا و شاداب باشد.


 
 
تاریخ زنده
نویسنده : علی البرزی - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸۸
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
محافظ امام در روز 12 بهمن در گفت و گو با "جوان ":
نویسنده : علی البرزی - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸
 

‌‌محافظت از امام (ره) را با عشق پذیرفتم

‌‌علی البرزی/روزنامه جوان 
 یاعلی گویان وارد اتاق می‌شود، ‌‌‌مردی چهارشانه با پیراهن مشکی رنگ و تسبیحی در دست؛ ‌‌‌محمدرضا طالقانی محافظ امام (ره) در روز 12 بهمن سال 57، ‌‌‌رئیس اسبق فدراسیون کشتی و به قول خودش خادم مردم ایران زمین. هربار که سؤالات مصاحبه را به سمت انقلاب و خاطراتش از آن روزها می‌برم بغض گلویش را می‌گیرد و قطرات اشک بر صورتش جاری می‌شود، ‌‌چشمانش گویی روزهایی را دیده که در حافظه تاریخی مردم ایران همواره ماندگار خواهد بود و با دستان قدرتمند و بدن ورزشکاری‌اش گویی از فردی محافظت‌کرده که امروزه افتخارهمه ما ایرانیان است. ‌‌ با این مرد انقلابی و ورزشکار ساعاتی هم‌صحبت شدیم و از خاطرات روز12 بهمن و همراهی با امام (ره) گفتیم و یاد کردیم و آنها را برای شما بر روی کاغذ به رشته تحریر در آوردیم.
محمدرضا طالقانی ‌محافظ امام (ره) در روز 12 بهمن 88 مشغول چه کاری است؟ ‌
خوشبختانه در حال حاضر بیشتر به وضعیت جسمانی خودم می‌رسم، در روزهای شنبه تعدادی جهیزیه برای نیازمندان تهیه می‌کنیم و در ستاد وامی که برای کمک به نیازمندان تشکیل شده فعالیت می‌کنم، ‌‌‌روزهای دوشنبه هم به آسایشگاه کهریزک سر می‌زنم. ‌‌این روزها بیشتر به کارهای شخصی و مورد علاقه‌ام مشغولم، ‌‌کارهای خیر و ستاد جهیزیه. ‌‌روزهای شنبه و یک‌شنبه ستاد وام، ‌‌دوشنبه بهزیستی، ‌‌سه ‌شنبه یتیمخانه‌های مختلف سر می‌زنم و هر کاری که از دستم بر بیاید برای مردم انجام می‌دهم. ‌‌ من معتقدم اینجور کارها می‌تواند در روحیه آدم اثر بگذارد؛ وقتی که با مشکلات معیشتی مردم مواجه می‌شوی ناخودآگاه موهایت سفید می‌شود. ‌‌

چقدربه ورزش می‌پردازید؟ ‌

این روزها به ورزش کمتر می‌رسم و بیشتر پیاده‌روی و کوه‌پیمایی می‌کنم. ‌

محمد رضا طالقانی محافظ امام

شما قبل از انقلاب به عنوان یکی از عوامل اصلی برهم زدن جام ورزشی آریامهر شناخته شده بودید، ‌‌‌این ماجرا و بر هم زدن جام ورزشی در سال 57 ‌چگونه شکل گرفت؟

من در سال 57 به مرحله‌ای از ورزش کشتی رسیده بودم که می‌توانستم به راحتی وارد تیم ملی شوم اما درآن سال‌ها به دلیل اینکه تظاهرات سراسری علیه رژیم پهلوی شکل گرفته بود اقشار مختلف و به ویژه ورزشکاران هم به صف‌های مردم می‌پیوستند و در راهپیمایی‌های مختلفی حضور داشتند ،در چند نوبت که از اردو به منزل می‌آمدم، ‌‌در طول مسیر، ‌‌مردم از من سؤال می‌کردند چرا مسابقات را تعطیل نمی‌کنید. ‌‌یکی از روزهایی که به اردو رفته بودم، ‌‌با دانشجویان مدرسه عالی ورزش مشورت کردیم و همه به اتفاق یکدیگر تصمیم گرفتیم کشتی‌گیران را تشویق کنیم تا از حضور در مسابقات به دلیل آنچه در کشور می‌گذشت، ‌‌انصراف بدهند. ‌‌اکثر دوستان از این تصمیم استقبال کردند. ‌‌روز بعد که از خواب بیدار شدم تا برای صبحانه بروم، ‌‌متوجه نوشته‌ای با این مضمون بر روی دیوار شدم که «طالقانی: ‌‌کشتی‌گیران کشتی نمی‌گیرند.


 
 
جوان ازرواج شبکه‌های ماهواره‌ای جدید و خطرات آنها گزارش می‌دهد:
نویسنده : علی البرزی - ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸۸
 

رجز خوانی ماهواره ها روی موج ابتذال

به عقیده بسیاری از کارشناسان علت بسیاری از بزه های اجتماعی در چند سال اخیر به ویژه در بین جوانان استفاده از ماهواره است. 
 
گزارش:علی البرزی

پدر خانه در کنار دستگاه ماهواره نشسته و با شور و اشتیاق خاصی اخبار شبکه‌ها را دنبال می‌کند، ‌در حال و هوای خود و غافل از بچه‌ها است که مادر وارد خانه می‌شود، ‌با مشاهده این صحنه با عصبانیت می‌گوید: مرد دستگاه رو خاموش کن، ‌بچه کنارت نشسته؟!

عصبانیت مادر خانه از یک طرف و غر زدن‌های پدر از طرف دیگر شروع یک دعوای حسابی بین آنها است، ‌دمپایی و در قابلمه است که در فضای خانه پرتاب می‌شود.

اما در این بین چشمانی قشنگ و کنجکاو به تلویزیون خیره شده است و دستان کوچک بچه‌ها بر روی دکمه‌های کنترل قرار می‌گیرد، ‌شبکه‌ها یکی پس از دیگری عوض می‌شود، ‌مادر و پدر در حال و هوای خود و بچه‌ها هم در حال و هوای دیگری با رفیق جدید و خطرناک خود هستند ؟!

تأثیرات منفی شبکه‌های زنجیره‌ای ماهواره را نمی‌توان انکار کرد

ماهواره و تهدیدات فرهنگی، ماهواره و آسیب‌های اجتماع، ماهواره و امنیت اخلاقی جامعه و... شما هم شاید در چند وقت اخیر این واژه‌ها را شنیده یا آنها را در مقالات روزنامه‌های مختلف خوانده باشید. طی هفته‌های گذشته در برخی شبکه‌های ماهواره‌ای ضمن ارتباط تلفنی با دختران و پسران ایرانی از آنها می‌خواهند که حرف‌ها و رفتارهای غیراخلاقی از خود بروز دهند!

شبکه های ماهواره ای

به عقیده بسیاری از کارشناسان علت بسیاری از بزه‌های اجتماعی در چند سال گذشته به ویژه در بین جوانان استفاده از تجهیزات ماهواره‌ای و مشاهده تصاویر مبتذل و مستهجن است که این تصاویر می‌تواند بر روی فکر و ذهن جوان تأثیرات منفی و مخربی داشته باشد.

در چند ماه گذشته این موضوع تا جایی پیش رفته که تعدادی از شبکه‌های ماهواره‌ای بدون هیچگونه فیلترینگ و یا ضابطه‌ای و در قالب شبکه‌های اجتماعی اقدام به پخش تصاویر غیراخلاقی و مستهجن می‌کنند وحتی در چند ماه اخیر با ارائه شماره تماس و راه‌های ارتباطی از مخاطب خود می‌خواهند که با این شبکه‌ها تماس گرفته و نوعی ارتباط غیراخلاقی تلفنی و از راه دور برقرار کنند.


 
 
نگاهی به کار نامه فعالیت های جواد منصوری
نویسنده : علی البرزی - ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸
 

همراه با جواد منصوری از ایران تا پکن

علی البرزی/جوان

در کارنامه فعالیت‌های دکتر جواد منصوری از همراهی با امام(ره) در زمان مبارزات و حضور فعال در مبارزات آن دوران تا سفیری ایران در پکن و چاپ کتاب‌ها و مقالات مختلف پیرامون انقلاب دیده می‌شود،منصوری از بنیانگذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نخستین فرمانده کل این ارگان انقلابی به شمار می‌رود. همچنین از اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی بوده و از فروردین 1360 به وزارت امور خارجه منتقل شد.

وی بعدها در سمت معاونت فرهنگی و کنسولی اشتغال یافت و در 1368 به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در پاکستان به مدت چهار سال خدمت کرد. از مهر ماه سال 1372 به عنوان معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی منصوب و از مهر 1374 در سمت مشاور وزیر امور خارجه و از دی‌ماه 1384هم با حفظ سمت به ریاست اداره کل اسناد وتاریخ دیپلماسی منصوب شد.

وی مدرک لیسانس اقتصاد، فوق لیسانس علوم سیاسی و دکترای تاریخ دارد و بعد از پایان دوره مأموریت فریدون وردی‌نژاد سفیر سابق ایران در چین، به عنوان سفیر ایران در چین منتصب می‌شود.

منصوری؛ بازمانده فاجعه هفت تیر

منصوری یکی ازچند بازمانده فاجعه هفت تیر و انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید بهشتی و 72 تن از یارانش است.


 
 
گزارش خبرنگار جوان از گسترش فروش فیلم‌های مبتذل
نویسنده : علی البرزی - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳۸۸
 

فریاد وقیح ابتذال در پیاده روها

افرادی که فیلم‌های مبتذل در سطح شهر می‌فروشند، چه کسانی هستند و از کجا و چگونه این فیلم‌ها را دریافت می‌کنند؟! 
 
علی البرزی /روزنامه جوان

هر روز زمانی که از کنار کتابفروشی‌های خیابان انقلاب می‌گذشتم صداهای عجیب و غریبی در گوشم نجوا می‌کرد: سی‌دی، نوار، ورق و...
اما چند روز پیش که برای تهیه کتاب به این مکان رفتم علاوه بر صداهای گذشته این‌بار جملات جدیدی نظرم را جلب کرد:
«عربی، ایرانی، خارجی، بالای 18 سال، همه‌جورشو داریم».
شما هم شاید در چند وقت گذشته در زمان عبور از کنار پیاده‌روها و خیابان‌های سطح شهر این جملات را دیده باشید و با افرادی که از شما درخواست خرید فیلم یا سی‌دی می‌کنند مواجه شده‌اید، عکس‌العمل شما در برابر این افراد چگونه است؟
در چند وقت اخیر فیلم‌ها و سی‌دی‌های مبتذل غربی به راحتی در کنار خیابان‌ها و توسط دستفروشان به فروش می‌رسد.

سی دی

وقتی مشکل دو چندان می‌شود؟!

این موضوع تا جایی پیش رفته که تعدادی از سایت‌ها و وبلاگ‌های اینترنتی به صورت آشکار اقدام به تبلیغ این نوع فیلم‌ها و اماکن عرضه آن در اینترنت می‌کنند.

یک سؤال؟!

افرادی که اقدام به فروش فیلم‌های مبتذل در سطح شهر می‌کنند، چه کسانی هستند و از کجا و از طریق چه کسانی این فیلم‌ها را دریافت می‌کنند؟!
برای پاسخ به این سؤال به سراغ تعدادی از این افراد در سطح شهر تهران رفته‌ایم: