خبرنگار و گزارشگر اجتماعی

یادداشت ها ،گزارش ها ،عکس ها و مقالات درج شده در نشریات و خبرگزاری ها

مصاحبه با جمشید جم:
نویسنده : علی البرزی - ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٧
 

تاریخ انتشار:16 آذر 1387

گفتگوی من با جمشید جم به مناسبت روز دانشجو:

«یار دبستانی من» متعلق به همه دانشجویان است

 

 اشاره:

جمشید جم نامی آشنا برای همه دانشجویان و صد البته نامی آشناتر برای همه ‏ایرانیانی است که با شنیدن ترانه «یار دبستانی من» روزهای به یاد ماندنی انقلاب در ‏ذهن آنها مرور می‌شود.‏

جمشید جم متولد تهران است، اما خود را بزرگ شده ورامین می‌داند؛ از 21 بهمن 57 ‏وارد ساختمان قدیمی رادیو واقع در میدان 15 خرداد می‌شود و از آن روز تا به حال ‏به عنوان تهیه کننده، سردبیر و کارشناس موسیقی در برنامه‌های فرهنگی، ادبی و ‏هنر فعالیت داشته است.‏

هر روز صبح بعد از نماز صبح وقتی پیچ رادیو را باز می‌کنی صدای او را در برنامه «یک روز ‏خوب» می‌شنوی و جمعه‌ها هم وقتی می‌خواهی بعد از یک هفته کاری کمی ‏استراحت کنی «تهران در شب» جمعه شب‌ها را با صدای او می‌شنوی.‏

نگران اندیشه جوان‌ها هستم

جمشید جم به عنوان شخصی که 29 سال است با نسل جوان کشور - از رادیو تا دانشگاه - سر و کار ‏داشته، تغییر اندیشه جوان‌های امروزی را بزرگترین نگرانی ‏خود می‌داند.‏

وی دانشگاهیان را نسل سوم و دبستانی‌ها را نسل چهارم این انقلاب عنوان می‌کند و ‏تغییر اندیشه آنها را مهمترین دغدغه امروزی خود می‌داند و خود را دوست و یاور همه ‏جوان‌های امروزی معرفی می‌کند.‏

برای اولین بار فقط من خواندم

از جم در مورد «یار دبستانی من» سوال می‌کنم، می‌گوید: این ترانه را دوست عزیزم ‏منصور تهرانی ساخته و برای اولین بار این ترانه با صدای من پخش شد، اما بعدها ‏بسیاری از افراد، همین کار را کپی کرده و اجراهای متفاوتی داشتند؛ این ترانه ‏متعلق به همه یاران دبستانی - از دبستان تا دانشگاه - است و من این ترانه را به همه دانشجویان این مرز و بوم تقدیم ‏می‌کنم. ‏

یاور تخریب چی من

خواننده یار دبستانی من از شکل گیری ملودی جدید بر روی این آهنگ در زمان جنگ ‏یاد می‌کند و می‌گوید: یاور تخریب چی من ملودی بود که در زمان جنگ در سال 67 ‏برای اولین بار در جبهه‌ها خوانده شد که بر اساس ملودی «یار دبستانی من»، اما با شعری ‏متفاوت خوانده شد.‏

پیام ظلم ستیزی

جمشید جم پیام اصلی این آهنگ را ظلم ستیزی، استکبار و استثمار ستیزی و مبارزه با ‏دیکتاتورهای بزرگ جهان می‌داند و می‌گوید: «یار دبستانی من» متعلق به هیچ گروه و ‏دسته و یا حزبی نیست، آغاز این کار از سال 57 بود و امیدوارم تا 150 سال دیگر با ‏مردم و خاطرات انقلاب آنها همراه باشد.‏

جم مبدا «یار دبستانی من» را سال 32 عنوان می‌کند و می‌گوید: وقتی برای اولین بار از ‏دکتر شریعتی از سه دانشجوی شهید سوال کردم، وی گفت که این سه نفر ‏دانشجویان مسلمانی بودند که با شهامت شهید شدند و از همان جا بود که یاران ‏دبستانی در ذهن من شکل گرفت و آبان 57 این ترانه ساخته و پخش شد و همیشه ‏گفته ام که مبدا یار دبستانی من همان سال 32 است و امروزه هم هر دانشگاه که ‏می‌روم دو اصل برایم مهم است؛ یکی دعوت بسیج دانشجویی و دیگری وجود شهدای ‏گمنام در آن دانشگاه است.‏

با معنویت و خدای یگانه آشتی کنیم

آشتی جوانان، بویژه دانشجویان با معنویت و خدای یگانه آرزوی امروزی جمشید جم ‏است، وی از جوان‌ها می‌خواهد که همواره سعی در انس بیشتر با خدای خود داشته باشند.‏

جم، معنویت با خدای خود را از دوران نوجوانی می‌داند و می‌گوید: از نوجوانی به طور مکرر ‏مسجد بودم و عشقم این بود که صبح زود به مسجد بروم و اذان بگویم.‏

صحبتمان را با جمشید جم به سمت دیدگاه‌های او در مورد موسیقی امروزی در کشور ‏می‌بریم.

جم در مورد موسیقی این روزها در کشور معتقد است: موسیقی ما خیلی بزرگ است، ‏اما باید مدون شود، ما هفت دستگاه موسیقی، پنج مقام آوازی داریم؛ این در حالی است که موسیقی غرب ‏در مقابل ما خیلی ضعیف است؛ آنان دو مقام دارند و دستگاه‌های موسیقی ‏ما نسبت به آنها بیشتر است، بنابراین همه ما باید در حفظ و نگهداری آن چیزی که امروزه از موسیقی سنتی باقی مانده و سینه به ‏سینه منتقل شده، کوشش کنیم.

این گوینده باسابقه رادیو با اشاره به این مطلب که بسیاری از کشورهای جهان، ‏به خصوص عرب‌ها موسیقی خود را از ما گرفته اند، می‌افزاید: عرب‌ها، بویژه عرب‌های ‏حاشیه خلیج فارس 90 درصد موسیقی خود را مدیون ایرانی‌ها هستند.‏

جم در ادامه می‌گوید: متاسفانه در بین بعضی از جوان‌ها این فکر افتاده است که ‏اسلام با موسیقی مخالف است و این خود بزرگترین ضربه را به فرهنگ ادب و ‏موسیقی این سرزمین می‌زند.‏

وی در ادامه با اشاره به این مطلب که از زمان صدر اسلام موسیقی جزو افتخارات ‏اسلام بوده است، می‌گوید: دین اسلام به موسیقی فاخر خود که از زمان پیامبراکرم (ص) رواج ‏داشته، افتخار می‌کند؛ چرا که در حال حاضر غرب از لحاظ نغمه و ملودی به پایان رسیده و ‏فقط صنعت و تکنولوژی حرف اول را در این جوامع می‌زند.‏

خواننده یار دبستانی من موسیقی غربی را همانند عروسک‌های کوکی عنوان می‌کند ‏و می‌گوید: هیچ گونه تفکر و نگرش در این نوع موسیقی به کار نرفته است و بر عکس ‏در موسیقی اصیل ایرانی کلام خواننده و ترانه و ملودی هر کدام از جایگاه ویژه ای ‏برخوردار هستند.‏

زنگ موبایل جمشید جم به صدا در می‌آید و از او می‌خواهند که در ساعت خاصی در ‏محلی حضور به هم رسانند؛ نمی‌دانم دانشگاه یا رادیو، اما آنچه که نه تنها من، بلکه ‏همگان می‌دانند این است که حضور جمشید جم در هر کجا که باشد مایه افتخار ما ‏ایرانیان و بخصوص دانشجویان است.‏

جمشید جم را به امید دیدارهای آینده ترک می کنیم و در آخر جمله را ‏با تاکید مجدد عنوان می‌کند:‏ ‏«یار دبستانی من متعلق به همه دانشجویان است»

یار دبستانی من

با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما

بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو

روتن این تخته سیاه

ترکه بیداد و ستم

مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما

هرزه تموم علفاش

خوب اگه خوب بد اگه بد

مرده دلای آدماش

دست من و تو باید این

پرده‌ها رو پاره کنه

کی میتونه جز من و تو

درد ما رو چاره کنه؟

خواننده اصلی این ترانه: استاد جمشید جم؛ بازخوانی این ترانه: فریدون فروغی؛ سال ساخت: بهمن 1357/انتهای پیام/


 
 
گفتگو با یک کار آفرین نمونه
نویسنده : علی البرزی - ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧
 
گفتگوی من با کار آفرین نمونه جشنواره کار آفرینان برتر سال١٣٨۶
تاریخ انتشار :سه شنبه ١٢ آذر ١٣٨٧ {روزنامه ایران عصر}
گفت وگوى «ایران عصر» با کارآفرین نمونه:
نگران گمشده هاى خود نباشید

سرآغاز ایده این کارآفرین گم شدن کیف حاوى ۲۱ میلیون تومان، همراه با شناسنامه و کارت ملى و مدارک دیگر بود و قدم اول با به ثبت رساندن نر م افزار جوینده- یابنده برداشته شد
پس از ثبت اطلاعات هویتى شیئى گمشده و صاحبش در سایت اینترنتى، مأموریت جویندگان آغاز مى شود
[على البرزى ]
به او یابنده مدارک گمشده مى گویند. در جشنواره برترین هاى کارآفرینى در سال گذشته عنوان نخست این جشنواره را به دست آورد. ضمن آن که تاکنون در بیش از ۱۰ جشنواره داخلى و بین المللى صاحب مقام هاى مختلف شده است.
دیدار ما با علیرضا رضایى عارف در دفتر کارش که همان شرکت جوینده-یابنده است انجام شد.
به عنوان نخستین پرسش از او درباره ایده و طرح اولیه اش در جشنواره کارآفرینان برتر جویا شدیم: سر آغاز این ایده در سال ۱۳۸۲ بود که در مدت اقامتم در یکى از شهرها کیف من که حاوى ۲۱ میلیون تومان چک، شناسنامه، کارت ملى وگواهینامه بود به سرقت رفت. در یک سال تمام که به دنبال پیدا کردن آن مدارک و اخذ المثنى و رجوع به مکان هاى مختلف بودم، متوجه شدم که افراد بسیارى به دنبال اشیاى گمشده خود هستند.
همان موقع این پرسش در ذهن من ایجاد شد که چرا مردم باید زمان زیادى را صرف این کار کنند. به این ترتیب بود که نخستین طرح در زمینه تأسیس شرکتى که بتواند مدارک گمشده افراد را به آنها برگرداند در ذهنم به وجود آمد.

*** این طرح چگونه به سرانجام رسید ؟
در ابتدا به سراغ تک تک افرادى که اشیاى خود را گم کرده بودند رفتم و از آنها پرسیدم که براى پیدا شدن اشیاى گمشده خود حاضرند چقدر بپردازند مردم بر حسب ارزش اشیاى گمشده مبالغى از یک هزار تا صد هزار تومان و حتى بیشتر را پیشنهاد مى دادند، البته بعضى نیز گمان مى کردند من اشیاى آنها را برداشته ام و قصد اخاذى دارم که بعد از توضیحات، سوءتفاهم ها رفع مى شد. بعد از این کار به این مسئله فکر کردم که این اشیاى گمشده به احتمال زیاد باید در جاهایى پیدا شود که مردم اطلاع زیادى از آنها ندارند.
پس از گرفتن آمار از سازمان هاى مختلف درباره اشیاى پیدا شده به این نتیجه رسیدم که یک سازمان باید این کار را به عهده بگیرد و اشیاى گمشده را به صاحبانشان برگرداند. چون سواد کامپیوترى نداشتم بعد از پرس وجو متوجه شدم که لازم است با یک نرم افزار کامپیوترى این کار را انجام دهم، پس از انعقاد قرارداد با یک شرکت نرم افزارى، نرم افزار جوینده را به نام خود در شوراى عالى انفورماتیک ثبت و پس از آن شرکت «جوینده- یابنده، راهگشا» را در سال ۱۳۸۵ تأسیس کردم و با مذاکره با شعب مختلف پست در تهران موفق به انعقاد قرارداد براى انجام فعالیت شرکت شدم.
*** مدارک گمشده افراد را به چه طریقى به آنها بازمى گردانید ؟
در این طرح، مردم با مراجعه به دفتر شرکت یا سایت اینترنتى شرکت یا شعب شرکت مستقر در مناطق مرکزى پست، فرم هاى مخصوصى را که در بردارنده اطلاعات هویتى مالک و نوع مدارک یا شىء گمشده است پرکرده، مأموریت پیدا کردن آن را با پرداخت مبلغ ناچیزى به ما واگذار مى کنند و در مرحله بعد مشخصات آنها وارد نرم افزار «گمشده ها» مى شود.
سپس شرکت با همکارى سازمان هاى پیدا کننده مانند پست، سازمان ثبت احوال، تاکسیرانى، شرکت واحد، استادیوم ها و اماکن عمومى لیست مدارک و اشیاى پیدا شده را وارد نرم افزار «پیدا شده ها» مى کند. پس از جست وجوى اتوماتیک این دو بانک اطلاعاتى، حاصل کار لیست مدارکى است که شرکت با صاحبان آنها تماس گرفته و خبر خوش یافتن آنها را به ایشان مى رساند.
*** این طرح شما تا چه میزان در صرفه جویى وقت مردم اثر داشته است ؟
جلوگیرى از مراجعات مکرر و اغلب بیهوده و پرهزینه مردم به سازمان هاى مختلف صادرکننده مدارکى مانند شناسنامه، کارت هاى شناسایى، گواهینامه، کارت ملى، گذرنامه، چک و اوراق بهادار، کارت سوخت، مدارک خودرو از نتایج این طرح است. با این کار در سال دست کم ۵۰میلیارد ریال فقط در استان تهران در هزینه مردم صرفه جویى مى شود.
با گسترش آن در کشور مى توان امیدوار بود که درصد بالایى از مدارک گمشده پیدا شده و در اسرع وقت به دست مالکان آنها برسد و با این کار از بار مراجعات مردم به سازمان هاى صادرکننده براى دریافت مدارک المثنى کاسته شود.
همین موضوع نیز در کاهش هزینه هاى مالى، آلودگى هوا و ترافیک مؤثر است و مى تواند به تقویت روحیه مردم کمک کند.
*** در روز چه تعداد مدرک به صاحبانشان برمى گردد ؟
با گسترش روزبه روز این طرح در حال حاضر بطور میانگین بیش از ۱۰۰ مدرک در روز تحویل مردم مى شود.
*** براى اجراى این طرح با چه مشکلاتى مواجه بودید
بى اعتمادى مردم به انجام گرفتن این کار در ابتداى امر که حتى گاهى با تمسخر آنها همراه مى شد، بزرگ ترین مانع بود.
*** عامل موفقیت خود را در چه مواردى مى بینید ؟
پدر من یک کشاورز سختکوش بود که با وجود مشکلات تنفسى که داشت به حفر چاه هایى با عمق ۲۵۰ متر اقدام مى کرد. زمانى که من پدرم را در آن شرایط مى دیدم براى رسیدن به هدف مصمم تر و جدى تر مى شدم و مهمترین عامل اثرگذار در زندگى من هم پدرم است.
*** آیا در زمینه هاى دیگر هم ایده یا طرحى دارید ؟
من دفترچه اى دارم که در آن طرح ها و ایده هاى خود را مى نویسم که تا به امروز ۱۷ طرح مختلف در این دفتر ثبت شده است و از این ۱۷ طرح ۱۴ طرح آن هنوز در مرحله ایده است و سه طرح به سرانجام رسیده است؛ طرح هایى چون ساخت ماشین ویژه فروش ماهى زنده در شهرها، شیوه جدید آبیارى باغبانى و همین شرکت جوینده- یابنده به مرحله اجرا رسیده است و اجراى طرح حرم تا حرم براى یافتن اشیاى گمشده زوار ایرانى عتبات متبرکه و طرح سراسرى بیمه مدارک افراد و برگزارى جشنواره امانتداران براى توسعه فرهنگ امانتدارى در مردم از برنامه هاى آتى من در زمینه کارآفرینى است.
*** اگر بخواهید به عنوان یک کارآفرین نمونه صحبتى با جوانان داشته باشید چه مى گویید
ایمان و اعتقاد دو اصل جدانشدنى از یکدیگر هستند، چنانچه شخصى براى انجام دادن هر کارى بعد از توکل بر خدا این دو اصل را همواره مد نظر داشته باشد مطمئناً به آن مى رسد.
از طرفى به جوانان سفارش مى کنم که حتماً تمام ایده هاى خود اعم از کوچک و بزرگ را در دفترچه اى یادداشت کنند که شاید روزى این ایده ها در جایى مورد استفاده قرار گیرد/